محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

25

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

نيازهاى آنها ؟ صدقه دادن و حمايت از ديگران ، نه تنها پاسخگوى گرفتاران ، بلكه دارويى براى نيكوكار و مايه رهايى او از عذاب روز حساب و جزا است . به زودى فرمايش امام عليه السّلام [ درباره كمك به گرفتاران ] مىآيد : « دستگيرى از گرفتاران و برداشتن بار غم از دوش دردمندان كفاره گناهان بزرگ است . » « 1 » اين سخن در موردى است كه گرفتار و دردمند يك نفر است . حال اگر تعداد آنها به اندازه ملت‌ها و هزاران انسان برسد چه پاداشى خواهد داشت ؟ ( و أعمال العباد في عاجلهم نصب أعينهم في آجلهم ) كارهاى بندگان در دنيا ، فردا روزى در پيش رويشان قرار خواهد گرفت . هركس در اين دنيا براى خدمت به ديگران تلاش كند پاداش كار خود را در آخرت ، پيش چشمانش مجسم مىيابد . 7 - و قال عليه السلام : « اعجبوا لهذا الإنسان ينظر بشحم و يتكلّم بلحم و يسمع بعظم و يتنفّس من خرم . » ترجمه : از ويژگىهاى انسان در شگفتى مانيد كه با پاره‌اى پيه مىنگرد ، با گوشت سخن مىگويد ، با استخوان مىشنود و از شكافى نفس مىكشد . شرح : « شحم » در اين‌جا به معناى چيزى غير از گوشت است ؛ مانند پوست شفافى كه شبكيه چشم را مىپوشاند . « عظم » به غضروف و استخوان نرم گفته مىشود . امام عليه السّلام به چهار عضو اشاره كرده‌اند : چشم ، زبان ، گوش و بينى . در ارتباط با چشم دو موضوع مهم وجود دارد . نخست : پنجره‌اى است

--> ( 1 ) . « من كفّارات الذّنوب العظام إغاثة الملهوف و التّنفيس عن المكروب » حكمت 23 .